رها ، رها ، رها من

 

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که ترکنم گلویی

به یاد آشنا من

ستاره ها نهفتند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

هوای گریه با من

 

نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخت پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آنکه او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

 

به من هر آنکه نزدیک از او جداجدا من

 

/ 1 نظر / 28 بازدید