زهر خند

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

دل تنگ
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۸ 


چقدر دلم برایت تنگ شده این روزها
چقدر دلم میخواست که به دیدنت می آمدم
مثل همیشه اول از دور نگاهت میکردم
همه حرفهایم را با تو میزدم
هر چیزی که میخواستم می گفتم و تو فقط گوش میدادی
بعد از اینکه سیر نگاهت کردم
و همه حرفهای مانده در دلم را می زدم
نزدیک میشدم
نزدیک و نزدیک تر
در کنارت ماوی می گرفتم
اشکهایم را در پایت می ریختم
بدون حرف
در سکوت کامل اشک می ریختم و تو باز فقط گوش می کردی
اشکهایم را نگه میدارم
حرفهایم را نگه میدارم
تا در حضورت ای بهترین من

همه عقده های دلم را خالی کنم

 


کلمات کلیدی:
 
نخ
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧ 


نخ کرد مادر بزرگ
همه دانه های تسبیح را
با دستان رنجورش
چه دلنشین ذکری خوانده شود
با این تسبیح !
........................................................................................
روزهای آخر سال و دلگیری مدام

هوای ناز کسالت آور اسفند و بهار

تنها که هستی ، ناز تر و کسالت آور تر می شود این روزها

دلم کوه میخواهد

سنگهای بهار خورده کوه

هوای کوه که به سرم بخورد

بازتاب کند

به کوه بخورد

و این دور همچنان ادامه یابد

یا سر من بشکند

یا کوه


کلمات کلیدی:
 
رنگ پریده
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧ 

بس کن
همه رنگ گلهای قالی مادر بزرگ  را بردی
آفتاب !
پرده ها را میکشم ها !
کلمات کلیدی:
 
قهوه
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٧ 

 

مزه تلخ تلخ تلخ قهوه ترک را می دهی .

من قهوه را همیشه تلخ دوست دارم ، بدون شیر و شکر


کلمات کلیدی: